ابن سکیت باید انتخاب می کرد . اینجا دیگر تقیه پلیدی و خیانت است . در تشیع علوی ٬ تقیه " دینی و دین آبائی " نبوده است ؛ تقیه " تاکتیک " بوده است ؛ تقیه ، برای " حفظ ایمان " است و نه مثل امروز " حفظ مومن " و آنجا که پای ایمان در میان است ، تقیه حرام است ، ولو بلغ و ما بلغ !
تردید نکرد و ، با همان لحن طبیعی که متوکل سوال کرده بود ، پاسخ گفت : " قنبر ، نوکر علی ؛ هم از تو ارجمند تر است و هم از این دو فرزندت " !
متوکل فرمان داد زبان ابن سکیت را همان جا از پشت سرش بیرون آوردند ! این زبانها بود که همچون تازیانه بر گرده ی جباران تاریخ فرود می آمد و اگر بنای " استبداد سیاسی " و " استثمار طبقاتی " و " استحمار مذهبی " فرو نریخت ، رسوا شد ؛ و اگر " مغلوب " نشد ، محکوم گردید ، و آرزوی عدالت و هوای آزادی و نیاز به برابری و آگاهی رهبری اتقلابی مردم و دشمنی با " نظام پیوسته ی زر و زور و زهد " در دلها نمرد و از یادها نرفت و این شعله ی مقدس ، در معبر تاریخ ، خاموش نشد ، و در وجدان توده ، فراموش نگشت .
زن / انتشارات سبز / چاپ اول / نوشته ی دکتر علی شریعتی





